برای ثبت در تاریخ

اکتبر 9, 2011

معرفی و آشنایی با «اسدالله لاجوردی» جلاد اوین

Filed under: اسدالله لاجوردی — wiiikipedia @ 1:25 ب.ظ.
Tags: , , ,

سید اسدالله لاجوردی (۱۳۱۴ – ۱۳۷۷) رییس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دههٔ شصت بود. زندانیان سیاسی دهه شصت و دگراندیشان وی را از جمله چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی و عامل سرکوب‌ها و اعدام‌های آن دوران می‌دانند. او از اعضای شورای مرکزی جمعیت مؤتلفه اسلامی بود که در سال ۱۳۷۷ ترور شد.

جوانی

اسدالله لاجوردی در جنوب تهران متولد شد. پدرش هیزم‌فروش بود. او در دومین سال تحصیلی در دبیرستان، ترک تحصیل کرد و در کنار پدر به کار مشغول شد. با این همه، درس را در منزل به صورت فراگیری علوم قدیمه ادامه داد و در این زمان ازسید علی شاهچراغی استفاده کرد. علاوه بر این ادبیات عرب و علوم حوزوی را در حد کفایه فراگرفت و جلسات تفسیر قرآن در منزلش تشکیل داد. اسدالله لاجوردی از شاگردان بهشتی و مطهری بود.

وی در زمانی که بعد از ترک تحصیل، در بازار تهران مشغول کار بود، با جمعیت مؤتلفه اسلامی آشنا شده و به عضویت شورای مرکزی آن در آمد.

فعالیت های سیاسی قبل از انقلاب

پس از ترور حسنعلی منصور -نخست‌وزیر وقت- در بهمن ۱۳۴۳ بسیاری از اعضای این جمعیت از جمله لاجوردی دستگیر شدند. او پس از محاکمه به ۱۸ ماه حبس تادیبی محکوم شد. در این مدت کمرش در شکنجه‌هایی که متحمل شد شکست وچشمش نیز آسیب دید.

لاجوردی پس از آزادی، جلسات تفسیر قرآن را از سر گرفت‌. براساس گزارش ساواک «سید که در بازار جعفری به دستمال‌فروشی، روسری‌فروشی و فروش لباس زیر اشتغال داشت، منزل خود را به محل گردهمایی افراد مذهبی، مبارز و آشنا به مبانی دینی تبدیل کرده بود.» لاجوردی در اردیبهشت ۱۳۴۹ به اتهام حمله به هواپیمایی ال عال، پس از برگزاری مسابقه فوتبال میان تیم ملی فوتبال ایران و تیم ملی فوتبال اسرائیل بازداشت شد. وی پس از مجکومیت به ۱۸ سال حبس جنایی محکوم گردید.

لاجوردی در فروردین ۱۳۵۳ از زندان آزاد شد و در اسفند همان سال مجدداً بازداشت شد. اتهام او «فعالیتهای زیرزمینی و همچنین خودداری از پاسخگویی راجع به اقدامات خرابکارانه خود» در همکاری بامجاهدین خلق بود. سرانجام لاجوردی به همراه بسیاری از زندانیان در ۲۷ مرداد ۱۳۵۶ آزاد شد.

پس از انقلاب

لاجوردی در کنار مهدی عراقی و اسلامی از مسئولان انتظامات کمیته استقبال از روح الله خمینی بودند. در جریان رسیدگی به پرونده گروه فرقان او از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ با نظر آیت‌الله بهشتی دادستان انقلاب تهران شد. پس از مدتی او چهره اصلی برخورد با گروه های مخالف تبدیل شد. وی در زمان زندان خود، با گروه های چپ کمونیست و سازمان مجاهدین خلق اختلاف داشت و در ایام آخر زندان مشکلاتش با مجاهدین تشدید شده و به درگیری کشیده شده بود. در دی ۱۳۶۳ او توسط شورای عالی قضایی از تمامی مناصب برکنار شد و تا زمان مرگ خمینی هیچ پست دولتی نداشت. در سال ۱۳۶۸ لاجوردی دوباره به مدیریت زندان ها برگشت و ریاست سازمان زندان‌ها را تا اسفند ۱۳۷۶ بر عهده داشت که در این زمان رئیس دفتر رییس قوه قضاییه از او خواست که استعفا دهد.

ماجرای عزل در سال ۶۳

در مورد ماجرای عزل لاجوردی اختلاف نظر وجود دارد. مجید انصاری می گوید پس از اینکه شورای عالی قضایی تهیه گزارش از وضعیت زندان‌ها را به وی سپرد، پس از گفتگوی مستقیم با صد زندانی سیاسی از زندان های مختلف، به رئیس جمهور، رئیس مجلس و خمینی گزارش می‌دهد و تخلفات بارز لاجوردی از قوانین و برخوردهای خود سرانه و تند با زندانیان را متذکر می‌شود که این گزارش در ادامه گزارش‌ها و شکایات قبلی موجب عزل آقای لاجوردی می‌شود. وی همچنین می‌گوید لاجوردی با خودداری از ترک پست، به ملاقات خمینی رفت و خواستار برخورد شدید با مجاهدین شد، اما خمینی به او گفت: «آقای لاجوردی اگر جمهوری اسلامی به دست این ها (اعضای سازمان مجاهدین خلق) ساقط شود بهتر از آبروی اسلام است که با این کارها برود. شما بروید مسئولیت را تحویل دهید».

در مقابل بسیاری از یاران و همکاران لاجوردی این گزارش را تکذیب کردند و گفتند به استناد خاطرات رفسنجانی، خمینی از عزل لاجوردی بی‌اطلاع بوده و همچنین عزل او را به علت فشارهای حسینعلی منتظری و سید مهدی هاشمی (پاسدار) دانستند.

در خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده است که لاجوردی در هنگام عزل از سمت خود در سازمان زندان‌ها و اطلاعات (شهریور ۶۳) برای شکایت نزد خمینی رفت ولی خمینی به او گفت که تابع قانون باشد و غیر از دادستانی انقلاب بقیه مناصب را تحویل دهد، لاجوردی نیز با نارضایتی از نزد خمینی رفت. با این حال زمانی که در بهمن همان سال او از دادستانی نیز عزل می‌شود، خمینی رضایتی بر این عزل نداشته است. رفسنجانی دلیل عزل او را عدم تمکین به قانون و تصمیم های شورای عالی قضایی ذکر می کند.

ترور

سرانجام اول شهریور ۱۳۷۷ درمحل کسب خود در بازار تهران و در حالی که هیچ سمت رسمی در نظام نداشت، توسط دو نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق ترور و کشته شد.

برگرفته از ویکی پدیا 

Advertisements

۱ دیدگاه »

  1. doroode bi payane khalghe iran be ravane pake ali akbare akbari ke lajvardie nejasat ra be darak vasel kard yadash hamisheh be kheir.

    دیدگاه توسط farid farhan — ژانویه 8, 2012 @ 11:55 ب.ظ. | پاسخ


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

ساخت یک وب‌گاه یا وب‌نوشت رایگان در وردپرس.کام.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: